{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در سایه ی یک نگـــاه

در سایه ی یک نگـــاه

گاهی می توان دمی آسود...

در جاری یک صـــدا

گاهی می توان غرق بودن شد...

در حجم بودن عـشــق

گاهی می توان هیچ شد...

در اوج یک آسمان مـهـــر

گاهی می توان از هزاران قله گذشت

می توان در هجوم تمام هستها نیست شد

و در برابر تمام نبودنها به یک بـــودن بالید...
دیدگاه ها (۴)

دیر زمانیست که حیران توام و در رگهای زندگی ِ من خون عشق تو ...

هیچکس مثل " تو " نیست... وقتی آغوش می شوی و زمستانی ترین غم...

تمام راه با توام با تو پرندگان را تماشا می کنم با تو زیر س...

اغلب فکر می کنیم اینکه به یاد کسی هستیم منتی است بر گردن آن ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

Too Late to Bloom

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

هندسهٔ مستورخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[م...

هندسهٔ مستورخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[م...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

# 🌑 رقصِ آخرین ماه(#Dance_of_the_Last_Moon)## فصل اول: سایه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط