....

....
قصد رفتن کرده ای اما پشیمان میشوی
عاشقی اما چرا از من تو پنهان میشوی
.
عاقبت روزی کنارم می نشینی شک نکن
در دل دیوانه ام دیگر تو مهمان میشوی
.
گر که روزی تب کنی میمیرم و دق میکنم
آن زمان از عاشقی ام گیج و حیران میشوی
.
آسمان بغضش شکست از التماسم پیش تو
لا اقل امشب نرو چون خیس باران میشوی
دیدگاه ها (۱)

قصد رفتن کرده ای اما پشیمان میشویعاشقی اما چرا از من تو پنه...

قصد رفتن کرده ای اما پشیمان میشویعاشقی اما چرا از من تو پنه...

قصد رفتن کرده ای اما پشیمان میشویعاشقی اما چرا از من تو پنه...

در اصل هجران تشنگی و وصل باران استحسی که من دارم همان حس بیا...

‍ جسم تو دوراز من و در سینه مهمان منی عشق تو در سینه ام مع...

:::::عاشقى که نيست حيران تو، حيران مي شودخواه يا ناخواه، خوا...

رفته بودم دکترمردک دیوانهمثل من شاعر بودگفت حالت خوب است؟؟من...

رفته بودم دکتر...دکترِ دیوانه، مثل من شاعر بودگفت حالت خوب ا...

هیچ کس نشناخت دردا! درد پنهانِ علی(ع)چون کبوتر ماند در چاه ش...

چشام گره خورده بود به پنجره ی‌ شبنم زده و سوز سردی که از بیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط