{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشام گره خورده بود به پنجره ی شبنم زده و سوز سردی که از

چشام گره خورده بود به پنجره ی‌ شبنم زده و سوز سردی که از بیرون توی اتاق میپیچید! توی وجودم رسوخ میکرد !
هوای ابری و چراغای خاموش ؛ اتاقم و غرق تاریکی کرده بود !
توی خودم جمع شدم ؛ اشکای گرمم بی وقفه میچکید و دستام تاب نداشتن ردشون و از توی صورتم محو کنم !
در که باز شد نور چراغای بیرون چشام و زد ! سرم و برگردوندم و پلکام و روی هم فشار دادم ! حال و روزم و که دید در و پشت سرش بست !
قدماش که نزدیک تر میشد قلب منم محکم تر میکوبید و تیر کشیدنش حالم و بد میکرد !
نشست کنارم !
+خوبــــی ؟؟
سرم و که آوردم بالا‌ با دیدن صورتم و سر باند پیچی شدم جا خورد ! شیشه خرده های کف خیابون صورتم و خراشیده بودن و حتی خودمم حالم از صورتم بهم میخورد !
+دلـــم برات تنگ شده بود ! 💔
سرد و بی روح نگاش کردم ؛ نگاهامون بهم گره خورد ! از چشمای مهربونش محبت میبارید !
+مـــن ! تورو یادم نمیاد ...
با چشمای نمزده و بغض زل زد بهم !
+جدی جدی منو یادت نیست ؟؟
سرم و به نشونه ی تایید حرفش تکون دادم !زل زد بهم و اشکاش چکیدن ؛ بعد چن دیقه بغضش و خورد و خندید و با دست اشکاش و پس زد !
+اشکال نداره دورت بگردم ! من که تورو یادم هست !
+ولــی من یادم نمیاد تو کی بودی ! حالا که یادم نیست بزار و مثل بقیه برو ! حالا که یادم نمیاد ؛ مثل همه ی اونا به همه بگو کیانا دیوونه شده !
+تو یادت نیست ؛ من که یادمه ما دوتا چقد همدیگه رو دوس داشتیم ! من نمیتونم مثل بقیه بزارم برم ؛ من اگه تورو ول کنم برم از دلتنگی و دوری میمیرم ! من میمونم ! بعد من و تو با هم دیگه دیوونگی میکنیم !!!
+حالا که یادم نیست خواهرمی و عاشقتم ؛ برو بزار از دستم راحت شی !
زل زد بهم ؛ نمیتونست چیزی بگه !
محکم بغلم کرد و اشکام شدید تر شد !
+یادت بیاد ؛ یادت نیاد ؛ دلت بخواد ؛ دلت نخواد ؛ من تنهات نمیزارم ! حتی اگه یه روزی واقعن من و یادت نباشه !
+اگه یه روزی تورو یادم نیاد ؛ دوباره زل میزنم به چشات و باز از اول عاشقت ❤ میــشم !

مزه ی آرامشم دست از سر من بر ندار ! ❤
نم نم باران شو و بر شانه های من ببار !❤
دل به دست آوردن از تو کار آسانی نبود ! ❤
زندگی پیش از تو چیزی جز پریشانی نبود ! ❤
ماه من 🌙
تا آسمانت هستم از دستم نرو 💔
ماه من 🌙
من عاشق و دیوانه ات هستم نرو 💔
ماه من 🌙
تنها دلیل خوبی دنیا تویی 💔
ماه من 🌙
دلگرمی تمام این شب ها تویی 💔
ماه مــــن 🌙
#ماه_من
#سعید_شریعت
#کیانا_نوشت 🍃💕
۲۷ تیر ۹۹ (:
دیدگاه ها (۷)

جانا جانــــم ! مث قبلنا بهت میگم : به رسم ادب ؛ سلام ! الان...

قدم به قدم این شهر بزرگ و شلوغ را حفظم ! تمامش را گز کرده ام...

دستش و کشیدم سمت پاتوق همیشمون ؛ میخاستم یادش بدم چجوری میشه...

یادمه یه بار تو استوریش نوشته بود : [ پارادوکس ینی ؛ تمام شب...

🍃🌸#بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم ...

راز پنهان فاش میشود پارت ۳داستان از زبان سونیک وقتی بیدار شد...

وقتی توی کنسرت ...)پارت دوم (آخر)#سناریو تو فلیکس رو خیلی دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط