{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که از باغ غزل قافیه خرمن کردی

ای که از باغ غزل قافیه خرمن کردی
من چه گویم که چها با دل و با من کردی
ای که از ساحل باران و عسل می آیی
در دلم جای خودت خوب معین کردی
سبز مهتاب شمالی که به تدبیر غزل
آمدی پرتویی از عاطفه روشن کردی
بسکه« نسرین» به بلندای ادب کاشته ای
سینه ی دشت مجازی همه گلشن کردی
دست شعر و غزلت برکت باران دارد
پر صفا سینه ی اندیشه ی میهن کردی
آنچنان برق کلامت به دلم شوق فشاند
که ز گیلان خودت اشک به دامن کردی
ما به یک بیت غزل صید غزالی بکنیم
تو چه کردی که در این دایره ماٌمن کردی ؟
دیدگاه ها (۷)

آبی دریاها

خبر دارم که با نازت چه با آیینه ها کردیزدی برهم دو پلکت را و...

آشنا بود  صدادلربا بود، نوابوی عطری به مشامم پیچیدعطر عشقی ب...

«شاهکار سید حمیدرضا برقعی»«هر بیت اشاره به یکی از"حضرات معصو...

«شاهکار سید حمیدرضا برقعی»در شب قدر دلم با غزلی هم دم شد / ب...

«شاهکار سید حمیدرضا برقعی»«هر بیت اشاره به یکی از"حضرات معصو...

«شاهکار سید حمیدرضا برقعی» «هر بیت اشاره به یکی از"حضرات معص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط