سه رکن همزیستی
از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد اول
(سه رکن همزیستی)
یک همزیستی پایدار و صالحانه بر سه ركن استوار است: نیاز، اعتقاد ، عاطفه .
نیازها قلمرو انجام وظیفه اند و بمیزانی که هر فردی وظیفه اش را در قبال طرف مقابل انجام میدهد خود نیز در نیازهایش ارضاء میشود و به ارضائی باعزت میرسد و بی نیاز میگردد. این یک قانون ذاتی است. کسی که در قبال نیازهایش که از جانب دیگران بر آورده میشود احساس وظیفه نمی کند در ارضای نیازهایش دچار احساس قحطی و حقارت میگردد هر چند که بر حسب ظاهر نیازهایش بر آورده گردد .انجام وظیفه بر اساس نیازهای متقابل موجب رضایت و آرامش و صلح در رابطه میشود و امکان همفکری و همدلی و رابطه بالاتنه ای را پدید میآورد در غیر اینصورت حتى اعتقادات و عواطف مشترکی هم که قبلاً وجود داشته مختل میشود. این امر از قانونی عادلانه در رابطه پیروی می کند و ربطی به اراده فردی ندارد. حتی اگر فردی در رابطه بطور یک جانبه انجام وظیفه کند و توقع هیچ وظیفه ای هم از طرف مقابل نداشته باشد باز هم روابط معنوی و عاطفی مسئله دار و مخدوش می گردد و رابطه دچار بحران میشود. این مسئله علت العلل فروپاشی خانواده است. روابط عاطفی محصول روابط فکری و اعتقادات مشترک است و روابط اعتقادی و همفکری هم محصول انجام وظيفه متقابل و عدالت و انصاف در ارضای نیازهای متقابل میباشد. بنابراین رکن پایهای مثلث هر رابطهای همانا شناخت وظایف در انجام صادقانه وظیفه در قبال دیگران است. انجام وظیفه را حقارت دانستن و از زیر بارش فرار کردن و یا آنرا منت ساختن و تبدیل به ایثار نمودن علت العلل فساد هر رابطه ای است . کسی که وظایف خود را نمی شناسد نیازهایش را نمی شناسد و لذا نمیتواند دارای هیچ اعتقاد و عاطفه ای پایدار باشد و از هیچ اعتبار و ارزش انسانی برخوردار نیست.
تالیف :«استاد علی اکبر خانجانی »
(سه رکن همزیستی)
یک همزیستی پایدار و صالحانه بر سه ركن استوار است: نیاز، اعتقاد ، عاطفه .
نیازها قلمرو انجام وظیفه اند و بمیزانی که هر فردی وظیفه اش را در قبال طرف مقابل انجام میدهد خود نیز در نیازهایش ارضاء میشود و به ارضائی باعزت میرسد و بی نیاز میگردد. این یک قانون ذاتی است. کسی که در قبال نیازهایش که از جانب دیگران بر آورده میشود احساس وظیفه نمی کند در ارضای نیازهایش دچار احساس قحطی و حقارت میگردد هر چند که بر حسب ظاهر نیازهایش بر آورده گردد .انجام وظیفه بر اساس نیازهای متقابل موجب رضایت و آرامش و صلح در رابطه میشود و امکان همفکری و همدلی و رابطه بالاتنه ای را پدید میآورد در غیر اینصورت حتى اعتقادات و عواطف مشترکی هم که قبلاً وجود داشته مختل میشود. این امر از قانونی عادلانه در رابطه پیروی می کند و ربطی به اراده فردی ندارد. حتی اگر فردی در رابطه بطور یک جانبه انجام وظیفه کند و توقع هیچ وظیفه ای هم از طرف مقابل نداشته باشد باز هم روابط معنوی و عاطفی مسئله دار و مخدوش می گردد و رابطه دچار بحران میشود. این مسئله علت العلل فروپاشی خانواده است. روابط عاطفی محصول روابط فکری و اعتقادات مشترک است و روابط اعتقادی و همفکری هم محصول انجام وظيفه متقابل و عدالت و انصاف در ارضای نیازهای متقابل میباشد. بنابراین رکن پایهای مثلث هر رابطهای همانا شناخت وظایف در انجام صادقانه وظیفه در قبال دیگران است. انجام وظیفه را حقارت دانستن و از زیر بارش فرار کردن و یا آنرا منت ساختن و تبدیل به ایثار نمودن علت العلل فساد هر رابطه ای است . کسی که وظایف خود را نمی شناسد نیازهایش را نمی شناسد و لذا نمیتواند دارای هیچ اعتقاد و عاطفه ای پایدار باشد و از هیچ اعتبار و ارزش انسانی برخوردار نیست.
تالیف :«استاد علی اکبر خانجانی »
- ۲.۲k
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط