پارت ۲

پارت ۲
بوسه ای از تو🤝🌸
بالاخره بعد قرن ها فکر کردن نامجون یه ایده زد به سرش گفت : زنگ بزنیم اورژانس لا اقل .
جیهوپ: یعنی عاشق فکراتم با اون آی کیوت.
آخه اسکل آمبولانس تو این شلوغی کنسرت چجوری پاشه بیاد اینجا ؟
جین : راست میگه دیگه .
تهیونگ : باز از هیچی که بهتره .
نامجون : زدی تو خال داداچ.
نامجون و تهیونگ باهم دست میدن .
لیا: اینجا دکتری پرستاری کسی نیس ؟
جونگکوک: چرا هس.
لیا: خب عقل کلا این بد بخت داره میمیره بعد شما ها دارید باهم بحث میکنید ؟ خب زنگ بزنید همون دکتره دیگه .
جیمین : من فکر کنم شمارشو دارم .
لیا: خب زنگ بزنید دیگههههه.
جیمین : گوشیم ریست شده اه.
جونگ کوک : من دارمش .............. اسم اون چی بود ؟
جین : شان .
جونگ کوک : آها شان .
(پرش زمانی )
۱۰ دقیقه بعد
شان : خب بیمار کجاس .
لیا وارد میشه .
لیا: اونجاس
شان : بله بله .
شان شوگا رو به هوش میاره. ولی شوگا نمیتونه اجرا کنه واسه همین بقیه اعضا میرن رو استیج و به آرمی ها میگن یونگی یه مشکلی داره و نمیتونه بیاد .
آرمی ها شروع میکنن به گریه زاری ولی نامجون با آهنگ حال همه رو جا میاره.
دیدگاه ها (۱)

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

P10 .MY GOOD MISTAKE.

پسر بد (65)

BTS -Army

From hate to lovePart::3?خب جونگ کوک چی بهت گفت که از سر جاش...

٪چه حقیقتی + راستش لیا من راجب خانوادم بهت‌ دروغ گفتم من درو...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

خب داستان از این قراره که تهیونگ و جونگ کوک باهم دعوا شون شد...

پارت ۲۴

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط