{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#----------قشنگه

#----------قشنگه



پیرم وگاهی دلم یاد جوانی میکند
بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند
همتم تا می رود ساز غزل گیرد بدست
طاقتم اظهار عجز وناتوانی میکند
بلبلی در سینه می نالد هنوزم که این چمن
باخزان هم آشتی وگلفشانی میکند
ما به داغ عشق بازیها نشستیم وهنوز چشم پروین همچنان چشمک پرانی میکند
نای ما خاموش ولی این زهره شیطان
هنوز با همان شور ونوا دارد شبانی میکند
گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان با همین نخوت که دارد آسمانی میکند
سالها شد رفته دم سازم زدست
اما هنوز در درونم زنده است
وزندگانی میکند
بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم
ولی چون بهاران می رسد
با من خزانی میکند
طفل بودم دزدکی پیر وعلیلم ساختند
اونچه که گردون میکند باما نهانی میکند
می رسد قرنی به پایان وسپهر بایگان
دفتر دوران ماهم بایگانی میکند
شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ورنه قاضی در قضا نا مهربانی میکند




#♡♡♡♡♡♡49
دیدگاه ها (۴۳)

تقدیم به آنهایی که عشق پایبند هستندپیرم وگاهی دلم یاد جوانی ...

پيرم وگاهى دلم ياد جوانى ميکندبلبل شوقم هواى نغمه خوانى ميکن...

پیرموگاهی دلم یادجوانی میکندبلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکنده...

می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگاندفتر دوران ما هم بایگانی م...

به مناسبت بزرگداشت استادشهریاراین عکس رنگ وروغن استاد وشعرش ...

........شهریار.........پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند بلبل ...

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند/ بلبل شوقم هوای نغمه خوانی ...

سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوزدر درونم زنده است و زندگان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط