سرمشق‌های آب، بابا یادمان رفت

سرمشق‌های آب، بابا یادمان رفت
رسم نوشتن با قلم‌ها یادمان رفت
گل کردن لبخندهای همکلاسی
در یک نگاه ساده حتی یادمان رفت
ترس از معلم، حل تمرین، پای تخته
آن لحظه های بی کلک را یادمان رفت
راه فرار از مشق‌های زنگ اول
ای وای ننوشتیم آقا، یادمان رفت!
آن روزها را آن قدر شوخی گرفتیم
جدیت "تصمیم کبری" یادمان رفت
شعر "خدای مهربان" را حفظ کردیم
یادش به خیر، اما خدا را یادمان رفت!
در گوشمان خواندند رسم آدمیت
آن حرف ها را زود، اما یادمان رفت
فردا چه کاره می شوید؟ موضوع انشا
ساده نوشتیم آن قدر تا یادمان رفت ...
دیدگاه ها (۱)

سر مشق های آب بابا، یادمان رفت !رسم نوشتن با قلم ها، یادمان ...

سرمشقهای آب بابا یادمان رفترسم نوشتن با قلمها یادمان رفت گل ...

سر مشق های آب بابا، یادمان رفت !رسم نوشتن با قلم ها، یادمان ...

قرار بود با سواد شویمیک عمر صبح زود بیدار شدیم...لباس فرم پو...

قرار بود با سواد شویمیک عمر صبح زود بیدار شدیم...لباس فرم پو...

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

ياد ِ آن روزي که ما هم "آب بابا" داشتيمدفتر ِ خط خورده ي ِ م...

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

دیروز برای صبحانه خوردن به رستورانی رفتیم.‌وسط صبحانه دیدم ک...

تظاهریک.نشسته‌ایم روبروی هم.چایمان سرد شده.حرفی نیست.نگاهی ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط