{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرمشق‌های آب، بابا یادمان رفت

سرمشق‌های آب، بابا یادمان رفت
رسم نوشتن با قلم‌ها یادمان رفت
گل کردن لبخندهای همکلاسی
در یک نگاه ساده حتی یادمان رفت
ترس از معلم، حل تمرین، پای تخته
آن لحظه های بی کلک را یادمان رفت
راه فرار از مشق‌های زنگ اول
ای وای ننوشتیم آقا، یادمان رفت!
آن روزها را آن قدر شوخی گرفتیم
جدیت "تصمیم کبری" یادمان رفت
شعر "خدای مهربان" را حفظ کردیم
یادش به خیر، اما خدا را یادمان رفت!
در گوشمان خواندند رسم آدمیت
آن حرف ها را زود، اما یادمان رفت
فردا چه کاره می شوید؟ موضوع انشا
ساده نوشتیم آن قدر تا یادمان رفت ...
دیدگاه ها (۱)

با تو گاهی قهر وگاهی نیز سازش میکنممن تمام راه ها را آزمایش ...

ماجرای من و تو، باور باورها نیستماجراییست که در حافظه دنیا ن...

با خلوت سوت و کور عادت کردیمبا کوچه ی بی عبور عادت کردیممانن...

مهربانی در کلام ،اعتماد می آفریند،مهربانی در فکر کردن بصیرت ...

تکاپو پارت ۹۹: فکر کردم کشتمش! 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...عمارت برخلا...

سرمشقهای آب بابا یادمان رفترسم نوشتن با قلمها یادمان رفت گل ...

سر مشق های آب بابا، یادمان رفت !رسم نوشتن با قلم ها، یادمان ...

سر مشق های آب بابا، یادمان رفت !رسم نوشتن با قلم ها، یادمان ...

سر مشق های آب بابا، یادمان رفت !رسم نوشتن با قلم ها، یادمان ...

سر مشق های آب بابا، یادمان رفت !رسم نوشتن با قلم ها، یادمان ...

سر مشق های آب بابا، یادمان رفت !رسم نوشتن با قلم ها، یادمان ...

قرار بود با سواد شویمیک عمر صبح زود بیدار شدیم...لباس فرم پو...

قرار بود با سواد شویمیک عمر صبح زود بیدار شدیم...لباس فرم پو...

ياد ِ آن روزي که ما هم "آب بابا" داشتيمدفتر ِ خط خورده ي ِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط