{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم

گر ز داغ هجر او دردی است در دل‌های ما
ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم

چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش
پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم
دیدگاه ها (۲)

هر غزل یادت بیفتم مثل باران می شود تا تو باشی واژه هایم نیزع...

ای منیم ایستملی نازلی نگاریم نجه سن؟گوزومون نوری اورک صبروقر...

❤ ❤ ️قیر میز قانیم دی تراختور جانیمدی ❤ ❤ |

❤ ❤ ️قیر میز قانیم دی تراختور جانیمدی ❤ ❤ |

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم دیده از روی نگارینش ن...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

ای خوشا روزی که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از رویِ نگارینش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط