{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم دیده از روی نگارین

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم گر ز داغ هجر او دردی است در دل‌های ما ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش پیش مشک افشان او شاید که جان ...
دیدگاه ها (۱)

خیس است همچون زمین باران خورده این شعر ها که من در نبودنت سر...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خوی...

اشتباه ما اینجاست ...یکی رو اونـــقدر امتحان می کنیم تا اینک...

نکند فکـــــر کنی ...در دل من یاد تو نیست.# مولانا

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط