{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسانسور رسید طبقه دوم وایساد، یهو خودمو پرت کردم تو بغل د

آسانسور رسید طبقه دوم وایساد، یهو خودمو پرت کردم تو بغل دختره..
.
.
دختره گفت: عزیزم اونی که وایمیسه تعادلشونو از دست میدن متروئه




عاقا من همیشه مترو و آسانسورو قاطی میکنم..:-(
دیدگاه ها (۵)

به زیباییه مشکی

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

ادامه ی پارت ۸

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_2ویو میرانور خورشید از لا...

#پارت_111آقای مافیا♟🎲تمام مدتی که سامیار نبود دو تا عفریته م...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط