{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شد
لاله زلف سرکشش را شانه کرد و ناز شد

شبنم از خورشید عالم تاب، جانی تازه یافت
رفت بالاتر ز جو با ابرها دمساز شد

شاپرک آهسته نبض نرگس رعنا گرفت
ارغوان جامی به چنگ آورد و بس طنّاز شد

صخره با امواج دریا صورتش را خوب شست
کار رستوران دریا با سحر آغاز شد

اردکی از زیر پرها سر درآورد و نشست
چلچله پرپرزنان هم سفره ی صد غاز شد

بوی صبح و زندگی شوری چنین برپا نمود
گفت عارف یا رب و با بلبلان هم ساز شد

سلام
صبحتون نیکو
دیدگاه ها (۳)

" فریدون مشیری "هوا آرامشب خاموشراه آسمان ها بازخیالمچون کبو...

من که دلتنگ تو ام در دل تنگم گله هاست,آری بیتاب شدن عادت بی ...

:-(

.صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شدلاله زلف سرکشش را شانه کرد و...

.صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شدلاله زلف سرکشش را شانه کرد و...

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شدلاله زلف سرکشش را شانه کرد و ...

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شدلاله زلف سرکشش را شانه کرد و ...

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شدلاله زلف سرکشش را شانه کرد و ...

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شدلاله زلف سرکشش را شانه کرد و ...

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شدلاله زلف سرکشش را شانه کرد و ...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط