{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شد

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شد
لاله زلف سرکشش را شانه کرد و ناز شد

شبنم از خورشید عالم تاب ، جانی تازه یافت
رفت بالاتر زجو با ابرها دمساز شد

شاپرک آهسته نبض نرگس رعنا گرفت
ارغوان جامی به چنگ آورد و بس طنّاز شد

صخره با امواج دریا صورتش را خوب شست
کار رستوران دریا با سحر آغاز شد

اردکی از زیر پرها سر درآورد و نشست
چلچله پرپرزنان هم سفره ی صد غاز شد

بوی صبح و زندگی شوری چنیین برپا نمود
گفت عارف یارب و با بلبلان هم ساز شد..
دیدگاه ها (۱)

خدایاما راچون گلها سادهچون نسیم روح بخشو چون افتاب فراگیر. ...

. دکتر شریعتی: هرزگی همیشه از همبستر شدن نیست!همبستر شدن هم...

‌صبـــــح آمده بر روی لبت خنـــــده بکاردباران ِمحبـــــّت ب...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط