امیررر:

امیررر:
بگذار در این همهمه آرام بمانم
با گوشه ی چشم تو در این دام بمانم

ذرات غباری شده ام تا بتوانم
در رد به جا مانده ی هر گام بمانم

هرچند که در رفتن از این خانه مصرم
تقدیر من این است سر انجام بمانم

ای کاش که خورشید نتابد دو سه روزی
در سایه ی بی حوصلگی خام بمانم

هر چند نهان ماندن اندوه محال است
کاری بکن ای عشق که گمنام بمانم .
دیدگاه ها (۸)

با قلب تو هر چه کرد؛ لبخند بزن!گر سوخته ای زدرد؛ لبخند بزن!گ...

با قلب تو هرچه کرد لبخند بزن گر سوخته ای ز درد لبخند بزن گر ...

کوی عشق است و همه دانه و دام است این جاجلوه ی مردم آزاده حرا...

قبله مشتاق دل

وهمی به نام تو

تقدیر رهبر معظم انقلاب از شعر «افشین علا» علیه توافق حاکمان ...

۱. داستان جعبه پاندورا چیست؟جعبه پاندورا یکی از افسانه‌های ش...

رهی کاوه شاعر کرمانشاهی

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط