{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و چند وقت بعد مجبور می‌شوی بپذیری زندگی بدون کسی که دوستش

و چند وقت بعد مجبور می‌شوی بپذیری زندگی بدون کسی که دوستش داری همچنان ادامه دارد و تو اگر همراهش نشوی جا می مانی…
نسخه می پیچند برایت که چنگ بزنی به آدم های دیگر تا این روزهای لعنتی راحت تر بگذرد…
اول مقاومت می کنی ولی بعد می پذیری که چاره ای از این بهتر نیست…
این وسط کلاس ورزش، تغییر رنگ و مدل مو، قرارهای دوستانه و خرید هم مسکن بی تاثیری نمی تواند باشد…
خلاصه مثل بچه ای که سرش را گرم می کنند تا گریه برای چیز خطرناکی که میخواهد را تمام کند سرگرم می شوی ولی دلگرم نه…
روزی هم می رسد که اطرافیانت می گویند آفرین که از این روزهای سخت به بهترین شکل بیرون آمدی…
اما غافل از آنند که فراموشی به معنای واقعی نیامده است فقط به شکل یک نقاب هر روز بر چهره ات ظاهر می شود و شب ها با خیسی اشک از چهره ات پاک می شود…
و صبح فردا دوباره نقابی نو
.
دیدگاه ها (۱)

اگه نظر من رو بخوای، دلتنگی یه جور بیماریه.مثل سرطان، که خوش...

فقط تاریکی می داندماه چقدر روشن است  فقط خاک می دانددست های ...

بدون عنوان، سوز سرمای تنهایی... خنده دار ترین نکته این جا ای...

دلتنگ ها بهتر می دانندکه خواب یک نیاز نیستتنها یک بهانه ست ت...

پروانه جان

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part :"16"ویو اتهنوز حقیقت اون روز بر...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

و چند وقت بعد مجبور میشوی بپذیری زندگی بدون کسی که دوستش دار...

و چند وقت بعد مجبور میشوی بپذیری زندگی بدون کسی که دوستش دار...

و چند وقت بعد مجبور میشوے بپذیرے زندگے بدون ڪسے ڪہ دوستش دار...

باید با تنهایی‌ات کنار بیایی... باید با تنهایی‌ات کنار بیایی...

.برای روزهای بی وسوسه ات و تقدیری که راه نمی آید ؛منت هم نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط