{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی حضرت علی (ع ) از درب دکان قصابی می گذشت .

روزی حضرت علی (ع ) از درب دکان قصابی می گذشت .
قصاب به آن حضرت عرض کرد:
یا امیرالمؤ منین ! گوشتهای بسیار خوبی آورده ام . اگر میخواهید ببرید.
فرمود: الا ن پول ندارم که بخرم .
عرض کرد من صبر می کنم پولش را بعدا بدهید.
فرمود: من به شکم خود می کویم که صبر کند اگر نمی توانستم به شکم خود بگویم از تو می خواستم که صبر کنی ولی حالا که میتوانم به شکم خود می گویم که صبر کند.
آری ، خاصیت نفس اماره این است که اگر تو او را وادار و مطیع خود نکنی او تو را مشغول و مطیع خود خواهد ساخت .
ولی علی (ع ) که در میدان جنگ مغلوب عمرو بن عبدودها و مرحب ها نمی شود، به طریق اولی و صد چندان بیشتر هرگز بر خود نمی پسندد که مغلوب یک میل و هوای نفس گردد
منبع : گفتارهای معنوی ، ص 262
علم علی،عدالت علی،شجاعت علی،قضاوت علی وووو هزاران معجزه و حکمت که از علی علیه السلام نقل شده.....
مگه میشه عاشق،همچین کسی نشد????
افتخار کنیم به مذهبمون که به راحتی به دست آوردیم.
دیدگاه ها (۸)

امام علی(ع) و دفاع از حق ایرانیان💗روزی امام علی(ع) در کوفه ب...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و ازعبادت او به خاطر م...

قصه دوازدهم: زید بن صوحان

🖤 آسمانِ مدینه و خراسان، امروز رنگِ ماتم دارد… دو داغ، یک آس...

بسم الله الرحمن الرحیم امام حضرت عسکری (ع) فرمود : لَیْسَتِ ...

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش اول)

صورتت را به چه تشبیه کنم در شعرم!؟ ماه بیجا بکند مثل تو زیبا...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

🌷عالم ربانی،صاحب نفس ملکوتی و عارف الهی،حضرت علامه جوادی آمل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط