بسم رب الشهداء...

بسم رب الشهداء...



جز یک بار برای شرکت در کلاس آموزشی در محل کارش حاضر نشده بودم و اصولا زیاد در مورد کارش از وی سوال نمیکردم اما میدانستم که بسیار پر کار است از تماسهای تلفنی زیادش و گتهی ساعت پنج صبح سر کار رفتنش و یا گاهی چند روز خانه نرفتنش میشد فهمید که چطور برای کار مایه میگذارد...

یکی از همسنگرانش نقل میکرد که توی یکی از جلسات در محل کارش به مسئول مافوقش اصرار کرده بود که روزهای جمعه هم نباید کار تعطیل بشود ودر همان جلسه کار در روزهای جمعه به تصویب رسیده بود. محمود رضا حقیقتا حق جهاد برای انقلاب را ادا کرد و رفت...

بعد از شهادتش دوباره به محل کارش رفتم که بار دوم بچه ها مرا به اتاقی که محمود رضا کمد و مقداری وسایل شخصی در آن داشت بردند. محمود رضا روی کمدش این جمله از آقا را با فونت درشت چسبانده بود که :(( در جمهوری اسلامی هر کجا که قرار گرفتید همانجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید همه کارها به شما متوجه است.)) محمود رضا حقیقتا این را به کار بسته بود...



شهادت بی قرار های جامونده صلوات...
دیدگاه ها (۲)

پارت هجدهم«ساعتی که نباید از دست می‌رفت» 🕰️عکس هنوز میان انگ...

بسم رب الشهداء...شهید مدافع حرم ابوالفضل راه چمنی...اخلاص شه...

نحوه شهادت شهید"رضا کارگربرزی"در سوریه#پاسدار_شهید_رضا_کارگر...

بسم رب الشهداء...تابستان ۹۱ بود. چند روزی بود که از پادگان م...

بسم رب الشهداء...تابستان ۹۱ بود. چند روزی بود که از پادگان م...

در بهمن ماه سال ۸۲ وارد دوره افسری دانشکده امام علی (ع) سپاه...

بسم الله الرحمن الرحيمقسمت سوم :رسول گرامى اسلام‏ فرمود: هر ...

✍ شهیدی که مزارش سنگ قبر نمی‌پذیرد؛ ⚡️شهید عبدالصمد(محمود)فخ...

رمان یادت باشد ۲۰۶

🌷تشییع حماسی پیکر شهید حمیدرضا الداغی در مشهد مقدس....🌷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط