{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاگریزان گشتی ای نیلوفری چشم از برم

تاگریزان گشتی ای نیلوفری چشم از برم
در غمت از لاغری چون شاخه نیلوفرم

تا گرفتی از حریفان جام سیمین چون هلال
چون شفق خونابهٔ دل می‌چکد از ساغرم

خفته ام امشب ولی جای من دل سوخته
صبحدم بینی که خیزد دود آه از بسترم

تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت
عاشقی ها از دلم دیوانگی ها از سرم

شمع لرزان نیستم تا ماند از من اشک سرد
آتشی جاوید باشد در دل خاکسترم

سرکشی آموخت بخت از یار یا آموخت یار
شیوه بازیگری از طالع بازیگرم؟

خاطرم را الفتی با اهل عالم نیست نیست
کز جهانی دیگرند و از جهانی دیگرم

گر چه ما را کار دل محروم از دنیا کند
نگذرم از کار دل وز کار دنیا بگذرم

شعر من رنگ شب و آهنگ غم دارد رهی
زانکه دارد نسبتی با خاطر غم پرورم

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۱)

رهی معیری » تاگریزان گشتی ای نیلوفری چشم از برمدر غمت از لاغ...

خاطرم را الفتی با اهل عالم نیست نیستکز جهانی دیگرند و از جها...

تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفتعـاشقی ها از دلـم دیوانگی...

تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت عـاشقی ها از دلـم دیوانگ...

تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت عـاشقی ها از دلـم دیوانگ...

تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفتعـاشقی ها از دلـم دیوانگی...

تار و پود هستیم بر باد رفت، اما نرفتعاشقی‌ها از دلم دیوانگی‌...

شب‌ که توفان جوشی چشم ترم آمد به یادفکر دل‌ کردم بلای دیگرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط