برای آمدنت

برای آمدنت
قلبم را
به وسعتِ یک شهر خالی کردم
آمدی
نماندی
و رفتی.
حالا من مانده ام
وَ قلبی که انگار
یک شهر از آن رفته است... امیرحسین_حسین_زاده
______________________
دیدگاه ها (۳)

کاش می‌شد... از بوها، صداها، آغوش‌ها و جای خالی آدم‌ها عکس گ...

برای مادرم.برای آن فرشته‌ای که دیگر کنارم نیست اما همیشه در ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

الگو برداری چینی ها از شهر زیر زمینی

عاشقانه های شبنم

تو...

انتشار برای اولین بار؛ تصاویری کمیاب از گردان عمار، پادگان ک...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

امارات برای مزدورانش ساخت اما حالا یمنی‌ها در آن زندگی خواهن...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط