تعریف میکرد:
تعریف میکرد:
در صف نماز جمعه نشسته بودم که جوانی که من را نمی شناخت رویش را به من کرد و گفت:
آقا ببین واقعا ایران چقدر عوض شده است؛این آقایی را که در صف جلو نشسته،می بینی؟ اویک وزیر است که کنار مردم آمده و روی زمین در صف نماز جمعه نشسته است.نگاه کردم دیدم آقای نعمت زاده است.مرحوم شهید کلانتری با آن لهجه شیرین ترکی اش به آن جوان گفته بود:
پس من هم یک چیز عجیب تر به تو بگویم؛ من هم وزیرم!
در صف نماز جمعه نشسته بودم که جوانی که من را نمی شناخت رویش را به من کرد و گفت:
آقا ببین واقعا ایران چقدر عوض شده است؛این آقایی را که در صف جلو نشسته،می بینی؟ اویک وزیر است که کنار مردم آمده و روی زمین در صف نماز جمعه نشسته است.نگاه کردم دیدم آقای نعمت زاده است.مرحوم شهید کلانتری با آن لهجه شیرین ترکی اش به آن جوان گفته بود:
پس من هم یک چیز عجیب تر به تو بگویم؛ من هم وزیرم!
- ۷۰۰
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط