{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تعریف میکرد:

تعریف میکرد:
در صف نماز جمعه نشسته بودم که جوانی که من را نمی شناخت رویش را به من کرد و گفت:
آقا ببین واقعا ایران چقدر عوض شده است؛این آقایی را که در صف جلو نشسته،می بینی؟ اویک وزیر است که کنار مردم آمده و روی زمین در صف نماز جمعه نشسته است.نگاه کردم دیدم آقای نعمت زاده است.مرحوم شهید کلانتری با آن لهجه شیرین ترکی اش به آن جوان گفته بود:
پس من هم یک چیز عجیب تر به تو بگویم؛ من هم وزیرم!
دیدگاه ها (۸)

...اتل متل توتولهچشم توچشم گلولهاگر پاهات نلرزیدنترسیدی قبول...

این کتاب به نظرم عالییییهههدفتر آبیاز ابوالفضل سپهرنمونش اون...

شعری از آیت الله خامنه ایغم پنهانیسرخوش زسبوی غم پنهانی خویش...

...

🎥 #کلیپ؛ تعجب از حضور وزیر در نماز جمعه🍀🍀🍀🍀🍀 🎙امام خامنه ای ...

برشی از تاریخ ....روایت رهبر انقلاب از وزیری که با موتورسیکل...

گفتم شما همین‌جا بنشینید و تکان نخورید! ؛رهبرانقلاب: در مسجد...

گفتم شما همین‌جا بنشینید و تکان نخورید!رهبرانقلاب: در مسجدی ...

خاطره ناب مقام معظم رهبری با ذکر خاطره ای رابطه خوب ...

حاجی! چرا می‌‌گویی این جوان عقب برود؟[ محمدصادق رویگریمقام م...

▶جوان با موهای روغن زده◀چو وا نمیکنی گرهی، خود گره مباش‌ ابر...

▶جوان با موهای روغن زده◀چو وا نمیکنی گرهی، خود گره مباش‌ ابر...

▶جوان با موهای روغن زده◀چو وا نمیکنی گرهی، خود گره مباش‌ ابر...

پنجرگيري ماشين - چهل و پنج دقيقه اي مي شد که در آن سوز سرما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط