در جوانی ناله کردم،

در جوانی ناله کردم،
هیچ کس یادم نکرد،

آرزوی مرگ کردم

مرگم شادم نکرد،
من در این سن جوانی

ز جهان سیر شدم،

صورتم گر چه جوان است،
ولی پیر شدم.😔 ✌ ️

🌸 ❣ 🌸 ❣
دیدگاه ها (۶)

#حکایت_قدیمی پيرى در روستايى هرروز براى نماز صبح از منزل خار...

با این شعر و نوا حال کنید

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

پارت دومویو جونگکوک از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه اح...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

I'm not jealous part 60اسم دختر کوچولوشون هارامه خیلی کیوته ...

Enemys Embrsce [ part ۳۵ ]

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟞 گر تو گناهِ من شوی ، توبه نمی‌کنم ز تو ،جامِ لبت ب...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط