{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم به کوی تو هر شام تا سحر می‌گشت

دلم به کوی تو هر شام تا سحر می‌گشت
<سحر چو می‌شد از آن کو به ناله بر می‌گشت
پس از مجاهده چون همدم تو می‌گشتم
<دل از مشاهده مدهوش و بی خبر می‌گشت
به آرزوی تو یک قوم کو به کو می‌رفت
<به جستجوی تو یک شهر در به در می‌گشت
به طرهٔ تو کسی می‌کشید دست مراد
<که هم چو گوی ز چوگان او به سر می‌گشت
شب فراق تو در خون خویش می‌خفتم
<ز بس که هر سر مویم چو نیشتر می‌گشت
غم تو هر چه فزونش به نیشتر می‌زد
<ارادت دل صد پاره بیشتر می‌گشت
دهان نوش تو را چون خیال می‌بستم
<لعاب در دهنم نشهٔ شکر می‌گشت
شبی که از غم روی تو گریه می‌کردم
<تمام روی زمین ز آب دیده تر می‌گشت
فغان که شد سر کویی گذر مشکات را
<که هر طرف پدری از پی پسر می‌گشت
دیدگاه ها (۳)

جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیستبیشم مجال صبر و سر انتظار ...

من به تنهایی یک ققنوس در کنج دنیابند ، بندم همه در حسرت یک پ...

قول را یادت است ......چه سخنی بهت روا داشتم........بهت گفتم ...

به هر غمی که رسد از تو خاطرم شاد است<که بندهٔ تو ز بند کدورت...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

حسن تو هميشه در فزون بادرويت همه ساله لاله گون باداندر سر ما...

عاشقانه های شبنم

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

دلم به کوی تو هر شام تا سحر می‌گشتسحر چو می‌شد از آن کو به ن...

تنها با دل بر جا ماندم          چون آهی بر لب‌ها ماندمراز خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط