در مسـجد و میـخانه خیالـت اگـر آید

در مسـجد و میـخانه خیالـت اگـر آید
محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم

گـر خلـوت مـا را شبـی از رخ بفــروزی
چـون صبح بر آفـاق جهـان سر بفرازم

| #حافظ |
دیدگاه ها (۵)

بر سر تربت ما چون گذری...

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که مای...

دعوای شاعرانه :#حافظ:اگر آن ترکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط