کتاب فرزندم رو بستم. جامدادی رو که چند دقیقه پیش از شدتِ

کتاب فرزندم رو بستم. جامدادی رو که چند دقیقه پیش از شدتِ عصبانیت پرت کرده بودم برداشتم. مداد هاش رو یکی‌ یکی‌ گذاشتم سر جاش.
کنارش نشستم، بغلش کردم. بوسیدمش. سرش رو بوسیدم، موهای عرق کرده‌اش رو، پیشونیش رو، گونه ی بر افروخته‌اش رو.
گفتم نمیخوام هیچی‌ بشی‌. نمی‌خوام دکتر و مهندس بشی
‌. می‌خوام یاد بگیری مهربون باشی‌ .نمی‌خوام خوشنویسی یا چند تا زبون یاد بگیری. می‌خوام تا وقت داری کودکی کنی‌.
شاد باش و سر زنده . قوی باش حتی اگر ضعیف‌ترین شاگردِ کلاس باشی‌. پشتِ همون میز آخر هم می‌شه از زندگی‌ لذت برد.
بهش گفتم تو بده بستون درس و امتحان و نمره هر چی‌
تونستی یاد بگیر ولی‌ حواست باشه از دنیای قشنگِ خودت چیزی مایه نگذاری.
کنارِ هم نشستیم
پاپکورن خوردیم
و فیلم دیدیم
و من تمام مدتِ به خودم
و به یک زندگی‌ فکر می‌‌کردم که آنقدر جدی گرفته بودم.
زندگی‌ که برای من مثل یک مسابقه بود و من در رویای مدال‌هایش تمام روز هاش رو دویده بودم.
هیچکس حتی برای لحظه‌ای مرا متوقف نکرده بود.
هیچکس نگفته بود لحظه‌ای بایستم و کودکی کنم.
هیچکس نگفته بود زرنگ‌ترین شاگردان، خوشبخت‌ ترین‌ها نیستند.
دیدگاه ها (۱)

تا دیروز، حرف مردم برام حرف بود و فکر مردم برام مهم…اما امرو...

مواظبِ قلبـ.م باش🫀🫂 حتی وقتی ازت دلگیـ.رمباز دلم می‌خواد تو ...

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

‎‌‌‎‌‌‌‎༺◍⃟C᭄࿐❁❥༅••┅┄غروب به من یاد می‌دهد که حتی زیباترین ل...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.16(روایت از زبان ا.ت)...

رمان اسیر خان پارت بیست و سوم ۲۳

به‌نظرم بخش جذاب خودکنترلی اون‌جاییه که افسار رهاشده‌ی احساس...

🍁🍁🍁🍁🍁گاهی قشنگ‌ترین حرف دنیا، همون حرفیه که باید به خودت بزن...

─═༅C᭄‌ℒℴνℯ░⃟⃟🤍گاهی قشنگ‌ترین حرف دنیا، همون حرفیه که باید به...

رها🦋 گاهی تنهایی نداشتن همدم نیستگاهی زنی هستی که همسر دارد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط