{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تو تا هرجا که باشد دل به دریا می‌زنم

با تو تا هرجا که باشد دل به دریا می‌زنم
بر در و دیوار خوابم رنگِ رویا می زنم
گرکه مجنونم شوی از هرچه لیلا سر ترم
تا تویی سلطان قلبم عاشقی را از برم
تا تو لیلا باشی و من در جنون بی‌اختیار
هیچ لیلایی دگر در دل ندارد اعتبار
میگذارم عکس ماهت را شبی در آسمان
مینویسم تاقیامت با توام دیوانه جان !
چهره‌ی زیبای تو دل را هوایی می‌کند
منطقم با دل گمانم همنوایی می‌کند
دل به دنیایم دهی عاشق ترینم تا ابد
گرچه میدانی‌خودت میخواهمت باخوب‌وبد
زندگی شعر است و من با واژه بازی می‌کنم
شاعری شوریده حالم یکه‌ تازی می‌کنم
شاعرم تا در خیالاتم تو مهمان منی
سرفرازم گرچه تنها بیت دیوان منی
دیدگاه ها (۷)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

شاعرم خواهی نخواهی من فدایت میشومدل به قربانت فدای آن نگاهت ...

يک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستعشق آن شب ...

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستعشق ان شب ...

‎یک شبی مجنون نمازش راشکست‎بی وضو در کوچه لیلا نشست‎عشق آن ش...

يک شبي مجنون نمازش را شکست بي وضو در کوچه ليلا نشستعشق آن شب...

يک شبي مجنون نمازش را شکست بي وضو در کوچه ليلا نشستعشق آن شب...

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستعشق آن شب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط