هربار از من ناراحت میشد:pensive_face: دستمو ول میکرد :expres...

هربار از من ناراحت میشد:pensive_face:

دستمو ول میکرد :expressionless_face: میرفت یک متر جلوتر از من قدم میزد:pedestrian: تمام عرض یک پارک رو اینطوری طی میکردیم:seedling: تا اینکه تموم میشد و میومد دستمو میگرفت و به حرفاش ادامه میداد :hibiscus: :smiling_face_with_open_mouth: یه جوری که انگار نه انگار ناراحت شده؛:smiling_face_with_open_mouth_and_tightly-closed_eyes: هرچقدر میگذشت بیشتر عاشقش میشدم:smiling_face_with_heart-shaped_eyes: تا اینکه سال بعدش وسط اون روزای خوب، توی اون دریای لعنتی ...برای همیشه از دست دادمش:pensive_face: :pensive_face: بعد از چندین سال الان،من هرجا قدم میزنم حس می کنم همیشه اون یک متر جلوتر از من قدم میزنه......:pedestrian: :broken_heart: و من پشیمون لحظاتی هستم که گذاشتم یه متر ازم فاصله بگیره پشیمون اون لحظه هایی که دستاشو رها میکردم پشیمون واسه اون لحظه هایی که اون عرض یک پارک رو تنهایی با ناراحتی هاش طی کنه،:pensive_face: ما همه چی رو دیر می فهمیم...:broken_heart:

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ادامه‌ی دیدگاه ها