"🌱"دلم برای تو می­سوزد،که این شب­ها گوشه­ای می­نشینی و فکر م...

"🌱"

دلم برای تو می­سوزد، که این شب­ها گوشه­ای می­نشینی و فکر می­کنی اگر اتاق­ها گوشه نداشته ­باشند با تنهایی­ات چه کنی؟ برای خودم، که این شب­ها تا به تو فکر می­کنم حلقه­ای دستِ چپم را پیر می­کند و تاریکی این خانه اگر کفاف پنهان کردن اشک‌هایم را ندهد، چه کنم؟ برای او که این شب­ها بیشتر اگر روزنامه نخواند، چه کند؟ دلم می­سوزد و شما، آقای محترم! شما که چه نسبتی با این خانم دارید!؟ این زن میان تمام نسبت­های خودش گیر کرده‌ست مثل کوه­نوردی مرده، میان کوه و دره گیر کرده‌ست و آنکه از سقوط به اعماق درّه نجاتش می­دهد، مگر چند سال با جنازه‌ای بر پشت زندگی می‌کند؟

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار