{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا دعوت کن

مرا دعوت کن
پشت پنجره بارانی
همانجا که
بخار غم نشسته ست
تا یاد تو را
در فنجان قهوه ام
آرام سر کشم...
دیدگاه ها (۱)

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

در شلوغی این شهر، میان هزار نگاه،فقط نگاه تو مرا از خودم می‌...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

اگر‌ نبودم ،پیدایم کن در بارانی کهبه هنگام عصر ، می باردو خو...

☕ عطرِ قهوه، عطرِ توژانر: عاشقانه | کافه‌ای | روزمره | آرام‌...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

عاشقانه های شبنم

پدرم نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط