امشب غم تو در دل دیوانه نگنجند

امشب غم تو در دل دیوانه نگنجند
گنج است و چه گنجی که به ویرانه نگنجد

تنهایی ام امشب که پر است از غم غربت
آن قدر بزرگ است که در خانه نگنجد...💔

نگرانام‌ بیلنن نفسیم😔
دیدگاه ها (۰)

مادر ♥️ رفتی و بعد تو این خانه پر از ماتم شد دلِ آشفته‌ی من ...

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

عاشقانه های شبنم

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

#وقت_عاشقی... وقتِ خلوت با خدا.🤲🙏خدایا...در این سکوتِ زیبای ...

.. وقتِ خلوت با خدا.🤲🙏بسم‌الله الرحمن الرحیمخدایا...در این س...

خانه قدیمی مادر بزرگ پناه آخر هفته های ما است.از زمانی که زن...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

داستان کودکانه «سنجاب کوچولو و گردویِ طلايي» به نویسندگی رزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط