{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

🐹 : اسپویل از آلبوم ؟ میتونم یکی بدم ؟ من یک آهنگو شنیدم…

🐹 : اسپویل از آلبوم ؟ میتونم یکی بدم ؟ من یک آهنگو شنیدم… خیلی خوب به نظر میرسید ولی هنگام ساخت موسیقی همیشه یک حسِ در هم‌ بودن وجود داره ، این‌ بار آهنگ خیلی خوب با اعضای ما جور شده. « شما واقعاً فوق‌ العاده هستین ». ما حدود ۱۰ آهنگ ساختیم… اعضا خیلی خوبن… نابغه‌ ان.
🐹 : اگه جونگکوک اینجا بود ، میگفتم : « هییی جونگکوکی ، بیا اینجا ~ » اون جواب میداد : « آه هیونگ برای چی ؟! » و من ادامه میدادم : « آخ ، امروز روز تولد هیونگه چرا یک بوس به گونه‌ ام نمیدی ؟ » و اون میگفت : « آخ هیونگ چی داری میگی ~ اینجوری نباش » و ما کلی میخندیدیم و خوش میگذروندیم.
🐹 : بعضی از بچه‌ ها دارن به عنوان سفیر برند کار میکنن ، بعضی‌ ها توی تبلیغات شرکت میکنن و کار های مشخصی انجام میدن ، تمرین‌ های رقص با بنگتن ، آماده‌ سازی برای اجرا ها ، آلبوم و چیز های مشابه ، پس همه‌ امون مشغولیم...
🐹 : بعد از پایان کنسرت ، یک هفته استراحت کردم ، هیچ کاری نکردم. فقط بازی می‌کردم
🐹 : دویدن با تهیونگ ؟ هوا توی کره اخیراً برای دویدن خیلی سرد شده ، تقریباً منفی ۵ ؟ منفی ۱۰ درجه ؟ و حتی توی ارتش ، وقتی هوا منفی ۱۵ یا منفی ۲۰ میشد ، یا شاید منفی ۳۰ بود ؟… ما نمیدویدیم.
🐹 : اینقدر بامزه ؟ بله ، تهیونگی ما همیشه بامزه‌ اس و اعضای ما… این بچه‌ ها ، چه بیست‌ ساله باشن چه سی‌ ساله ، من همه‌ اشون رو در ده‌ سالگی ، بیست‌ سالگی و سی‌ سالگی دیدم ، هر چند هنوز سی‌ سالگی‌ اشون تموم نشده. وقتی جونگکوک ۱۵ ساله بود ، جیمین و تهیونگ ۱۷ ساله بودن ، نامجون و هوبی ۱۸ ، یونگی ۱۹ ، و من ۲۰ ساله بودم.
🐹 : استاد دنس ما اومد. این استاد دنس کیه ؟ قبل از دبیو ، معلمی به اسم سون سون‌دِک داشتیم. اون زمان یک استاد دیگه هم بود که به صورت پاره‌ وقت به ما آموزش می‌داد. اون ما رو ۱۵ ساله که میشناسه و حالا طراح رقص رسمی ماست
🐹 : از وقتی ۲۵سالم بود اعضا دارن سنم رو دست می اندازن… ولی همه‌ ی اعضای گروهمون کوچولو های دوست‌ داشتنی هستن
🐹 : اخ بچه‌ های کیوت من ، انقدر مدت طولانی دیدمشون که دیگه دارم ازشون خسته میشم ولی مجبوریم تا آخر عمر همدیگرو ببینیم
بچه‌ های کیوتم زودی میان ، باید باهاشون تمرین کنم
خیلی کیوته🥹

جین درباره‌ی یونگی 😭😭😭
🐹 : تمرین دنس دیروز لغو شد و توی اتاق تمرین فقط من و یونگی بودیم ،‌ باید کاری با صندلی‌ ها انجام میدادیم ، اما فقط پنج تا صندلی بود ، بنابراین دو نفر از ما نمیتونستن بنشینن ، من گفتم یونگیا شاید دفعه بعد این کارو انجام بدیم ؟ و اون جواب داد باشه هیونگ
دیدگاه ها (۰)

امروز تولد بچمههههه تولدش مبارک🥳🥳🥹🥲🥲💜💜💜💜#جونگکوک #جئون_جونگک...

امروز تولد بچمههههه تولدش مبارک🥳🥳🥹🥲🥲#جونگکوک #جئون_جونگکوک #...

پارت ۷: بازگشتِ پرنسس و رقابتِ مراقبت

*— صحبت‌های جین درباره تمرین کردن با جیمین:🐹: «وقتی ورزش می‌...

حالا من نمیدونم چرا مسخراش میکنن اخه به شما چه تاکسیک های عو...

استاد من ۱

پارت ۸ یه بوسه نرم و عاشقانه رو آغاز کردند که یهو استاد اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط