دارم هی به پای نرفتن صبوری میکنم

دارم هی به پای نرفتن صبوری میکنم

دارم هی به پای نرفتن صبوری میکنم
صبوری میکنم تا تمام کلمات عاقل شوند
صبوری می‌کنم تا ترنم نام تو در ترانه کامل تر شود
صبوری میکنم تا طلوع نسیم
تا سهم سایه
تا سراغ همسایه
صبوری میکنم تا مداربر مدار
مرگ.. تا مرگ
خسته از دق الباب بنویسم آهسته زیر لب
چیزی
حرفی
سخنی بگویید
مثلا وقت بسیار است ودوباره باز خواهم گشت
مرا نمی‌شناسد مرگ
یا کودک است
یا شاعران ساکت اند
خوشا آن روز که نوبت بر من اید 🖤🥀
دیدگاه ها (۰)

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری میکنمصبوری میکنمتا تمام کلمات ...

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنم صبوری می‌کنم تا تمام کل...

صبوری می کنم تا تمام کلمات عاقل شونددارم هی پا به پای نرفتن ...

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنمصبوری می‌کنم تا تمام کلم...

صبوری می کنم تا تمام کلمات عاقل شونددارم هی پا به پای نرفتن ...

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنمصبوری می‌کنم تا تمام کلم...

صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ ... تا مرگ، خسته از دق‌ال...

دارم پا به پای نرفتن صبوری میکنم...

بیا برویم روبروی باد شمال.آنسوی پرچین گریه ها، سرپناه خیس از...

.سلام!حال همه‌ی ما خوب استملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط