صبوری می‌کنم تا مدار مدارا مرگ

صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ ...

صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ ...
تا مرگ، خسته از دق‌البابِ نوبتم
آهسته زير لب ...
چيزی، حرفی، سخنی بگويد !

#خسروشکیبایی #مرگ #مدارا #پادکست #دکلمه
دیدگاه ها (۱)

ببینم چیکار میکنید😭🛐کامنت❌قبرستان استعداد..✅او در حالی که زی...

من وقتی مادر شدم، تازه فهمیدم مادرم برای ما چه کرد…تازه فهمی...

درخواستی

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۱ — یک قدم تا اعترافصدای شلیک بیرون انبار ه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_46فصل نوزدهم | ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p71«نه، نمی‌دونی. مطمئن بودم اگه یه کلمه...

𓆩 پارت ۶۸ 𓆪 🖤ات با ناباوری به مرد خیره شد.— تو از کجا منو می...

رومان عشق پنهانی (پارت4)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط