{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگار معین

مدتهاست که آغوش را در آرامش ندیده ام و گویا سالها در ممنوعه های درونم در بندم، صدای شکستن استخوانهایم گوش زمان را می آزارد.باران بی چتر میخواهم و پاییز همان پاییزی که زادروز توسط و همان تولدی که من هرسال به یمن آمدنت در تاریکی شمع روشن میکنم ودعا میکنم.میدانی کسی را دوست داشته باشی و در سکوت نامش را فریاد بزنی یعنی چه ؟کاش میدانستی ،کاش کاووس شب بیداری ها و خیالات متوهم و سناریوی میگرن های نا مفهوم را همچون فیلم به تماشا مینشستی.میدانم میدانم تو سالهاست و شاید هم قرنها با قطار زمان به حرکت درآمدی. کاش حوای درونت به آدمک من سیبی سرخ نمیداد و کاش آن روز مردمک چشمم نی نی تو را در آغوش نمیکشیدوقلب جنگ زده من از چاقوی لبان تو زخم بر نمیداشت و هیچ کدام از آن لحظات را تجربه نمیکرد.مرا ببخش چو فراموش شدنهای تو آنقدر زیاد شده که کمرم به سختی راست میشود و چروکهای پیشانیم مرا سالها پیرتر مجسم میسازد.میدانم افکارم نیز بر تو حرامست و همچون تندبادی تورا ویران میسازد پس گوری با ناخن های خونین گل آلودکندم و مدفونت ساختم وسالهاس در تاریکخانه نوستالژی قلبم عکس سیاه و سفیدتورا به دیوارزدم.ممنوع بودنهای تو را هیچوقت نا اصالتی نخواهم پنداشت و بدان وباور داشته باش که طومارها خواهم نوشت و ناتمامها دارم. میدانم وباور دارم که چشم بستن ها ومتنفرشدنها روزی برای همیشه درخت بیدمجنون عشق را از ریشه خواهد کند باکی نیست چون اینگونه تو خوشحالی و من تا ابد یادگاری از عشق نا فرجام دارم.

🎵 #روزگار
🎤 #معین
#روز_سرد
دیدگاه ها (۰)

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شدز...

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شد...

گاهی وقتها هم که اعلامیه جدیدی از امام می‌رسید، با همان طلبه...

به بهانه آلودگی هوای در اصل نیت خیرخواهانه تورم میخواید برکن...

فرزندانی تربیت کنیم کهحبِّ وطن در جانشان ریشه بدواند،ایران ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط