داستان‌دپ

#داستان‌دپ

#داستان‌دپ
دختر پسری تو پیا ناشناش باهم اشنا میشن:)🤝🏻
پسره : سلام خوبی:)؟
دختره : مرسی تو خوبی؟
پسره:عشقم رفته میشه برای یه چند روز باهات باشم؟:)
دختره : برای یه چند روز باشه بیا:)
دختره هر روز به پسره وابسته تر میشدو پسره هم سعی داشت واسه خوشبختیش هرکاری بکنه :)
ولی این همه صمیمیت بینشون رسید به رابطه جنسی .
اما یروز دختره به دوست پسرش زنگ میزنه میبینه خاموش تلفنش همینطور تا اخر هفته افسرده تر میشه میبینه یروز عشقش به گوشیش زنگ میزنه جواب میده : عشقم میای یجا باهات کار دارم :)
دختره با خودش میگه : حتما یکاری براش پیش اومده بوده دیگه.
میره سر قرار میبینه پسره دسته ی دختر دیگه تو دستشه:)
پسره میگه خوبی عشقم؟
دختره میگه هیس هیچی نگو برو سراغ اصل مطلب:)💔
پسره:گفتم ک بهت از اولشم عشقم رفته تا وقتی برگرده باهام باش
دختره: ینی اونهمه تلاشی که واسم کردی همش الکی بود اون خانومم گفتنات همش کشک؟؟؟
پسره گفت : شرمنده ببخشید.
دسته دختره رو گرفتو رفت اما وقتی داش میرفت یهو یصدای شکستن شیشه اومد:)
دختره ماشین زد بهش پسره رف سر وقتش گفت:عشقم بلندشو خانومم بلندشو:)
اما دیگه خیلی دیر شده بود
امبولانس دختره رو برد پسره هم دنبالش تو بیمارستان به پسره خبر دادن 👇🏼
متاسفم هر دوتا فوت کردن
پسره با تعجب پرسید : هر دوتا؟؟
دکتر گفت هم مادر هم بچه:)
پسره رفت بالا سره دختره گفت بلندشو پاشو تو مادر بچم بودی بلندشوووو:)
#امید_وارم_هیچوقت_جای_عشق_اول_کسیو_پر_نکنید_چون_خیلی_سخته😞💔
دیدگاه ها (۰)

سناریو توکیو ریونجرز ( اونا بعد اعتراف)

سناریو قفل آبی

سناریو قفل آبی

سناریو بلولاک اگه تو مدرسه قلدر باشیم و اونا ازمون خوششون با...

scenario #سناریو وقتی رژیم گرفتی و فشارت میوفته بیهوش میشی (...

سناریو مایکی پارت اخر

دیدار باتو (پارت ۳)

۱۰ همه چیزا باید خوشمزه باشه ....اگر بدمزه باشه ...یا زیر ای...

عشقی حقیقی

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط