ولی من هنوز یادم هست هزار سال قبل را که ذوق داشتم برای خی

ولی من هنوز یادم هست هزار سال قبل را که ذوق داشتم برای خی

ولی من هنوز یادم هست هزار سال قبل را که ذوق داشتم برای خیلی چیزها...
از جزئیات ساده لذت می‌بردم و دلخوش می‌شدم؛
به بوی نمِ باران و یک فنجان چای و چند صفحه کتاب و کمی موسیقی...
من هنوز یادم هست هزار سال قبل را که مست می‌شدم با عطر نرگس...
و برای قدم زدن‌های شبانه جان می‌دادم...
و پاییز را دیوانه‌وار و تا مرز پرستش دوست داشتم...
من هنوز یادم هست حالم خوب بود که ساده حالم خوب می‌شد...
که سخت نمی‌گرفتم و جهان هم سخت نمی‌گرفت به من...
کجاست آن آدمِ ساده دلخوش شونده‌ی بی‌محابا پیش‌رونده‌ی طغیانگر؟
کجاست آن‌همه اشتیاقی که برای همه چیز داشتم
و دلی که بی‌هراس به دریا می‌زدم و مِیلی که مرا تا مرزهای جنون می‌برد؟!
کجاست من؟ کجاست آن منِ بی‌ملاحظه‌ی دیوانه؟

#Nini_Time
دیدگاه ها (۲)

رها🍂 یک بار فرصت زندگی داشتمنه برای رویاهایم، نه برای شادی ه...

‏🐥[۱۹:۳۲ ~ ۱۹:۵۱ به وقت آرژانتین]استیبه زودی برای کنسرت می‌ر...

با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو ...ما دیگر ...

موسیقی

حضور یک معلم با لباس پاسداری در کلاس درس و آغاز سال تحصیلی ج...

#زیبایی‌پاییز🍁🍂#پاییز مبارک آن‌هایی که می‌دانند چطور زندگی ک...

بچه که بودم خیلی لواشک آلو دوست داشتم، برای همین تابستون که ...

این حقیقتِ تلخ، مثل یک لایه‌یِ پنهان زیرِ تمامِ این درگیری‌ه...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

🐨: سلام! روز بخیر. آن‌یوهاسه‌یو. واقعاً ازتون ممنونم که اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط