من به او اعتماد داشتم

من به او اعتماد داشتم.

من به او اعتماد داشتم.
فکر میکردم همیشه کنارم خواهد بود.
اما دقیقا وقتی داشتم نابود
می‌شدم، انگار آب شده بود رفته بود زیر زمین.
این مسخره بود.
ناپدید شدن او وقتی بهش نیاز داشتم،نه،فکر من مسخره بود.
حالا او برگشته
اما من دیگر آن آدم سابق نیستم.
و او هم می‌‌داند چرا.
و از اشتباه خود پشیمان است.
اما من از او متشکرم چون به من یاد داد دیگر به راحتی اعتماد نکنم.
برای همین
ممنونم...

سلام پیشی من★(ФωФ)
خوشحال میشم یه سری به پیجم بزنی★ (*^^*)
دیدگاه ها (۰)

پروانه جان

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد... و خودش جلوی پاهام زانو...

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

خودکار ابری

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

شاهکاری به نام دروغ

part:ادامه پارت۴[همان شب | دیدگاه جونگکوک ]به خدا قسم فکرشم ...

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده میپرسی💜پارت۳(l...

Cruel Love.پارت ۲ .که ، جونگکوک گفت:میشه اتاقم رو نشون بدین...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط