{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده میپرسی💜

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده میپرسی💜
پارت۳(last part)

پرش زمانی به ۵ سال بعد:
دقیقا از اون اتفاقات ۵ سال گذشته
من و کوک ازدواج کردیم
و حاصل عشقمون یه دختر بچه خیلی خیلی بامزه و گوگولیه
که الان حدودا ۱ ماهشه
آریل رو خوابوندم و اومدم توی سالن پیش کوک
آسمون تیره شب و ستاره های درخشان آسمون خیلی خوشگل بودن
+کوکیا
_جانم بیبی؟
+میگم یادته قبلا چقدر فکر میکردم؟
_درباره؟
+درباره اینکه شاید این لحظه رو با کسی دیگر به جز من میبینی
کوک خندید و با انگشتش زد به نوک بینیم
_کوچولوی من...اونها یکسری فکر های گذرا بودن که تموم شدن...حال مهمه که میبینی
با دستش به خونه اشاره کرد
_خونه...من..و دختر قشنگمون
_تمام چیزهایی که می‌خواستیم رو داریم
+اوهوم...و تمام اینها رو مدیون توییم
دستشو رو قلبش گذاشت و سرشو انداخت پایین
_دختر...خجالتم نده
از کارش خندم گرفت
+اوه...کوکی خجالتی شده؟؟
_نه بابا کدوم خجالت؟
+اره بابا معلومه
+ولی جدا از شوخی خیلی ممنونم ازت کوک
+اگر نبودی نمیدونم چطوری قرار بود همچین زندگی و آرامشی رو بدست بیارم
+و بابت این آرامش تا ابد ازت ممنونم
_منم ازت ممنونم زندگیم با تمام خطا هایی که کردم بازم منو انتخاب کردی و تا اخر عمر تو و دخترمون رو خوشبخت میکنم
+تو ثابت شده ای کوکی نیاز نیست خودتو به کسی ثابت کنی
_خیلی دوستت دارم فرشته
+من بیشتر کوکی

پایان......
حمایت کنید فرشته هام💜
دیدگاه ها (۸)

قشنگاشات کنیم همدیگرو؟۲۴ ساعت آمار؟مهم نیستشات کردی بگو شات ...

coming soon....درخواستی

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده می‌پرسی💜پارت ۲...

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده می‌پرسی💜پارت ۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط