{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت

مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت
دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت
گوشه‌ای گیرم و من بعد نیایم سویت
نکنم بار دگر یاد قد دلجویت
دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت
سخنی گویم و شرمنده شوم از رویت
بشنو پند و مکن قصد دل‌آزردهٔ خویش
ورنه بسیار پشیمان شوی از کردهٔ خویش
دیدگاه ها (۰)

شرح درماندگی خود به چه تقریب کنم عاجزم چاره من چیست چه تدبیر...

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیستعاشق بی سر و سامانم و تدبیری...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست توراخبر از سرزنش خار جفا نیست ...

دوبــــاره بـــر دیــوار های شكستــــه قلـبـت داغ گناه...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو راخبر از سرزنش خار جـــفا ن...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا خبر از سرزنش خار جفا نیست...

ای گل تازه، ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو راخبر از سرزنش ...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط