{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرح درماندگی خود به چه تقریب کنم

شرح درماندگی خود به چه تقریب کنم
عاجزم چاره من چیست چه تدبیرکنم
جان من همچوتو غارتگر جان بسیاراست
نه که غیرازتو جوان نیست, جوان بسیاراست
دیگری این همه بیداد به عاشق نکند
قصد آزردن یاران موافق نکند
مدتی شد که در آزارم ومیدانی تو
به کمند تو گرفتارم ومیدانی تو
ازغم عشق توبیمارم ومیدانی تو
داغ عشق تو به جان دارم ومیدانی تو
از زبان تو حدیثی نشنیدم هرگز
ازتو شرمنده یک حرف نبودم هرگز
مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت
دست بر دل نهم وپا بکشم از کویت
گوشه ای گیرم ومن بعد نیایم سویت
نکنم باردگر یاد قد دلجویت
دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت
سخنی گویم و شرمنده شوم از رویت
بشنو پندو مکن قصد دل آزرده خویش
ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده خویش !


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۶)

فکر کن باران شبی نم نم بیاید، وای نهیار ِ مو خرمایی ات از بم...

امشب شده ام مست که مستانه بگریمبگذار شبی گوشه ی میخانه بگریم...

ﭘﺮ ﮐﻦ ﺭﻓﯿﻖ ﺟﺎﻡ ﻣﺮﺍ...ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺩﺭﺩﺁﺗﺶ ﺑﺮﯾﺰ ﺑﺮ ﺗﻦ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺳﺮ...

صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کنزان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط