ای گل تازه، ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را

ای گل تازه، ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را
خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را
با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را
جان من سنگدلی دل به تو دادن غلط است
رفتن اولاست ز کوی تو ستادن غلط است
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد
بشنو پند و مکن قصد دل آزرده خویش
ور نه بسیار پشیمان شوی از کرده خویش
دیدگاه ها (۱)

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

عاشقانه های شبنم

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو راخبر از سرزنش خار جـــفا ن...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا خبر از سرزنش خار جفا نیست...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبرازسرزنش خارجفا نیست ترا...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست توراخبر از سرزنش خار جفا نیست ...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا خبر از سرزنش خار جفا نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط