صل الله علیک یا ابا عبدالله

صل الله علیک یا ابا عبدالله

🖤🖤🖤
رفت و داغ دوریش دامان مادر را گرفت

از دم خیمه سرو سامان لشگر را گرفت

تیر با چه سرعتی آمد بماند قصه اش

آنچنان آمد که آقا جای تن سر را گرفت

تیر با یک شعبه هم کار خودش را میکند

با سه شعبه جوری آمد کل حنجر را گرفت

خطبه اش با گریه بود افسوس لشگر خنده کرد

چند لحظه بعد آن خون کل منبر را گرفت

باغبان چه خون دلها خورد باغش سبز شد

با کمان امد کسی و سیب نوبر را گرفت

خون او گر بر زمین میریخت محشر میرسید

این چه خونی بود داغش کل محشر را گرفت

پشت خیمه نیزه ها رفتند پیدایش کنند

نیزه ای درخاک شد جسمی محقر را گرفت

آنقدر از این و از آن سیلی و شلاق خورد

تا رباب از حرمله قنداق اصغر را گرفت

#سید_پوریا_هاشمی]
دیدگاه ها (۰)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

آب آور را زدندناله ای پیچید در خیمه که لشگر را زدنددر میان ن...

خدا لعنت کنه حرمله رو . .. . .. . با چه رو خیمه بَرَم این سر...

با چه رو خیمه بَرَم این سرِ آویزان راچه کنم مشکلِ این حنجر خ...

حضرت علی اصغر علیه السلامدست و پا می زنی انگار بغل می خواهیی...

⁨⁨بسیار سوزناک حتما بخوانید👇🏼💔😭خون از لبان چاک چاکش پاک می ک...

همین که تیر رها شد علی به خود پیچید صدای تیر در آمد! نوشته‌ا...

پدری خَم شده تا دردِ کمر را بِکِشَدمادری مانده که تا نازِ پس...

پدری خَم شده تا دردِ کمر را بِکِشَدمادری مانده که تا نازِ پس...

#شب_هفتم_بنام_حضرت_علی_اصغر_علیه_السلامسنگ دل ترین رو آورد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط