{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آنکه مــــرا بُرده‌ای از یـاد ...کجایی؟

ای آنکه مــــرا بُرده‌ای از یـاد ...کجایی؟
بیگانه شــدی؟ دست‌مـریزاد! ...کجایی؟

در دام تـــــواَم، نیست مـــرا راه گریزی
من عاشق این دام و تو صیاد ...کجایی؟

محبوس شـدم گوشه‌ی ویرانه‌ی عشقت
آوار غمت بــــر ســـــرم افتاد ...کجایی؟

آســـــودگی‌ام، زنــــــدگی‌ام، دارونـدارم
درراه تـــــو دادم همه بــر باد ...کجایی؟

اینجا چــــه کنم؟ از که بگیرم خبرت را؟
از دستِ تـــــو و نـازِ تو فریاد ...کجایی؟

دانـــــم که مــــرا بـی‌خبری می‌کشد آخر
دیـــــــوانه شدم خانه‌ات آباد ...کجایی؟
دیدگاه ها (۱)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

شعر و غزل

عاشقانه های شبنم

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

قسمت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط