نامه ای به خودم

💌نامه ای به خودم

💌نامه ای به خودم

🖊️خیلی دلم برایت تنگ شده است ...
دلم برای صدای خنده هایت که در فضای خانه می پیچید و مرهمی برای دردهای اطرافیانت می شد تنگ شده است ...
این روزها سخت دلتنگم ،
دلتنگ روزهایی که سرشار از شوق و امید به زندگی بودی،
دلتنگ زمانی که پرنده ی وجودت تنها به پرواز به قله های موفقیت و اوج گرفتن فکر می کرد،
دلتنگ دورانی هستم که هربار زمین می خوردی، دست هایت را روی زمین می گذاشتی و با روحیه ای بهتر از قبل و امیدی بیش از پیش روی پاهای خودت می ایستادی و نا امیدی هرگز در دنیای پر از شور و هیجانت جایی نداشت .
اشک های این روزهایت آزارم می دهد ...
کاش می دانستی چقدر دلتنگ صدای خنده هایت هستم ...
عزیزم
از جا برخیز و بار دیگر در این هوای مسموم نفس بکش،
بار دیگر امیدوار شو و پنجره ی دلت را به روی غم ها ببند .
از جا برخیز و زندگی جدیدی را آغاز کن.
دیدگاه ها (۳)

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

برده عمارت جئون

باباجونم… 🖤🥀هر سال همین روزا که می‌رسه، انگار دوباره همون رو...

پارت ۳۱ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

Do I love him, or do I hate him?💜 P³¹ 💜ویو جیناجونگکوک کنارم...

سناریو جونگکوک

موسیقی

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط