با یک دل ویرانه و تنهای بی تو

با یک دل ویرانه و تنهای بی تو

با یک دل ویرانه و تنهای بی تو
در بین مردم گشته‌ام رسوای بی تو

ماندم چه خاکی بر سرم کرد این جدایی
بر من چه‌ها می‌آید این فردای بی تو

آتش به جانم می‌زند درد نبودت
شمعم که می‌سوزم همه شبهای بی تو

مجنونم و راهی بجز آوارگی نیست
لیلی چه بر من رفت در صحرای بی تو

گرمای عشقت در دلم جانی دگر بود
حالا من و یک سینه غم ، سرمای بی تو

بعد از تو دیگر در تن و جانم رمق مُرد
من ماندم و تنهایی و دنیای بی تو



🌱
دیدگاه ها (۰)

تنهایی محض است در دنیای بعد از توافتاده غم در دامن شبهای بعد...

تنهایی محض است در دنیای بعد از توافتاده غم در دامن شبهای بعد...

گفتی به من درودرفتی ولی چه زودبا رفتنت دلم غمها به خود گشودگ...

....‌ کیستی تو؟ که چنین عاشق و شیدای تو امگوئیا مهری و محتاج...

کیستی تو؟ که چنین عاشق و شیدای تو امگویای مهری و محتاج به گر...

کیستی تو؟ که چنین عاشق و شیدای تو امگوئیا مهری و محتاج به گر...

کیستی توای عشق که چنین عاشق و شیدای تو امگوئیا مهری و محتاج...

تورج نگهبان

محمدرضا جنتی شاعر اسدآبادی

🍃دامان خرابات نشینان همه پاک استتر دامنی ماست که تا دامن خاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط