قلبم مثل یک گلولۀ توپ در سینه‌ام سنگینی می‌کند برای این

قلبم مثل یک گلولۀ توپ در سینه‌ام سنگینی می‌کند. برای این‌

قلبم مثل یک گلولۀ توپ در سینه‌ام سنگینی می‌کند. برای این‌که عاشق هستم. من تا حالا نمی‌دانستم که آدم ممکن است وجود عشق را اینطور احساس کند. مقصودم این است که جسماً احساس کند.
_دزیره




































_کافه تهکوک #TK










































The disease of memories with you`
دیدگاه ها (۰)

You stepped through my door Where the danger was born Your t...

پارت: 10 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ وحشتناک و سنگینی سال...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

My lovely neighbor part : 71

کوک : خوبی؟ ته : هستم؟ کوک : میشی... _دزیره تهکوک _کافه تهک...

ته : به چشمات قسم خوردم.! _دزیره تهکوک _کافه تهکوک #TK The d...

یک نوره غریبه ب اندازه تاریکی..ترسناکه! _دزیره تهکوک _کافه ت...

من کی هستم؟... _کافه تهکوک #TK The disease of memories with ...

تویِ این شهر کسی کم نیست ژنرال..یک نفر اضافست‌._دزیره _کاف...

به‌نظر من پاریس یک شهر افسانه‌ای است. _دزیره _کافه تهکوک #T...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط