{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My lovely neighbor part : 71

اولین کاری که بعد از رسیدن به خونه انجام دادم این بود که لپتاپ رو باز کنم و درباره ی بیماری تهیونگ تحقیق کنم بعضی از داستان‌ها درباره ی کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک وحشتناک بود کلی اطلاعیه و شرح داستان از مرگ تعداد بیشماری جوان بود که بدون زمینه ای و حتی توی زمین ورزش مرده بودن خانواده هاشون بعد از این که مرده بودن از بیماریشون اطلاع پیدا کردن یکی از مقاله ها نشون میداد که چهل درصد افرادی که وضعيتشون مثل تهیونگ بود تو سنین جوانی فوت کرده بودن
هم چنین درباره ی انواع جراحی و خطرات همراه باهاشون تحقیق کردم و با شروع هر کدوم بیشتر جا میخوردم این که تهیونگ میذاره ترس روی تصمیماتش تاثیر بزاره و دنیاش رو تحت تاثیر قرار بده مثل روز روشن بود مخصوصا این که ترسش خیلی هم بیجا نبود سنگینی طاقت فرسایی روی سینه‌ام احساس میکردم همزمان با این که ذهنم میخواست تا به سمت مخزن چی میشد اگه‌ ها بره اجازه نمیدادم تا ترس‌ها دنیام رو تحت تاثیر قرار بدن
یه تکست به تهیونگ دادم
+ می خوام فردا بعد از کار بیام پیشت خونه ای؟
تهیونگ : در واقع دارم صبح میرم برای چند روز میرم سِن‌خوزه نیاز دارم تا چند روز برای فکر کردن از اینجا دور بشم
این چه معنی داشت؟ نمیدونستم چی جواب بدم پس اولین چیزی که اومد توی ذهنم رو نوشتم
چلسی : راه رفتن به سِن‌خوزه رو میدونی؟
تهیونگ : میدونم اینم اسم به آهنگِ
چلسی : باریکلا مادر بزرگم از خوندنش برام لذت میبرد همیشه تو دنیای بچه گونه ام دوست داشتم تا به سِن‌خوزه برم فکر میکردم کلی از خونمون دوره نمیدونستم تو اون جایی
تهیونگ : احتمالا اگه اون موقع پیشم بودی موهای بافته شده‌ات رو میکشیدم و روت شن می ریختم من یه عوضی به تمام معنا بودم
چلسی : خب خیلیم عوض نشدی ، نه؟
هنوزم دخترها رو به گریه میندازی
تهیونگ : وقتی برگشتم درباره اش حرف میزنیم
چلسی : در واقع وقتی که تو بیای من میرم ، دارم به نیویورک میرم تا خواهرم رو ببینم حدود یه هفته پیشش میمونم
تهیونگ : واو خوشحالم که داری انجامش میدی
می دونست که این قدم بزرگی برای منه میدونست که من از اونجا وحشت دارم چون جونگکوک اونجا زندگی میکنه قبل از بد شدن حال تهیونگ بالاخره به ترسم غلبه کردم و بلیط خریدم تا به دیدن جیا برم...
چلسی : فکر کنم که وقتی برگشتم بتونم ببینمت
تهیونگ : اوکی توی شهر بزرگ مراقب خودت باش
دیدن نمایش جيا مصداق بارز رویاها به حقیقت می پیوندند بود توی نمایش موزیکال جدید برادوی به اسم the siren and the suit سیرن و خواستگار نقش اول رو داشت.
شخصيت خنده دارش" الويز " و شخصیت اصلی مرد تام روده بر کننده بود نقش تام توسط به بازیگر جذاب به نام جرمی برایت بازی میشد بعدا متوجه شدم که جرمی تو زندگی واقعی متاهله قبل از این که متوجه این نکته بشم فکر میکردم که شاید به چیزی بین جیا و جرمی هست ولی حالا فکر میکنم که فقط بازی باورانگیز و هماهنگی مناسبی دارن
بعد از نمایش جیا من رو برای خوردن شام با بازیگران فیلم برد ما به یه رستوران و بار ژاپنی به اسم سیکسیک رفتیم بین نوشیدن‌ها و صحبتها من برای دو ساعت تقریبا تونستم از فکر تهیونگ خارج بشم ، تقريبا
وقتی که به آپارتمان جیا برگشتیم افکارم درباره ی تهیونگ با قدرت برگشتن این اولین فرصتی بود که من مجال تعریف کردن کشفیاتم از بیماری تهیونگ رو داشتم از وقتی که فهمیدم راهیه منهتن هستم دل تو دلم نبود تا با جیا حرف بزنم
جیا با صورتی که هنوز غرق آرایش بود چهارزانو روی زمین نشست و گفت :
÷ واو من فقط...من نمیدونم چی بگم !
+ می دونم
× مثل این میمونه که هر چیزی که من فکر میکردم درباره اش میدونم رو باید دور بندازم
+ چی ، عوض شده؟
× خب...همیشه بخشی از من حس میکرد که با وجود حرف‌هایی که اون همیشه به تو میزد احساساتش به اندازه ی احساسات تو قوی نیست ولی این خبری که دادی عوض کننده‌ی بازی هستش اون واقعا داشته ازت در برابر آسیب دیدن محافظت میکرده فکر میکنم حق با برادرش بوده وقتی که گفت تهیونگ عاشقته و احساسات واقعی مثل محافظت کردن از تو رو داره
+ من تا وقتی که از زبون خودش نشنوم باور نمیکنم که عاشقم باشه همون قدر یا بیشتر از این که میخوام باهاش باشم؛ میخوام که خودش خوب باشه
به سمت چراغ‌های شهر پلک زدم و ادامه دادم :
+ تو هیچ وقت فکرش رو نمیکردی که من روزی توی نیویورک باشم و اسمی از جونگکوک نبرم ها؟
× خب این تنها پوئن مثبت پریشون بودن درباره ی تهیونگ
+ واقعا

سلام به عزیزان گلم اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه عزیزان حمایت کنید واقعا حمایت هاتون کُند شده و کمه واقعا واسه 1955 فالور اگر قرار باشه اینجوری پیش برید من پارت ها رو شرطی میکنم نه فقط این رمان هر دو تا رمان ها رو شرطی میکنم پس لطفاً حمایت کنید عزیزان
دیدگاه ها (۲۰)

Custom bride part : 9

Custom bride part : 11

My lovely neighbor part : ۷۰

My lovely neighbor part : ۶۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط