ارغوان!
ارغوان!
این چه رازیست که هربار بهار
با عزای دلِ ما میاید
که زمین هرسال از خونِ پرستو ها رنگین است
وینچنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ میافزاید
ارغوان،بیرقِ گلگون بهار!
تو برافراشته باش
شعرِ خونبارِ منی
یادِ رنگینِ رفیقانم را
بر زبان داشته باش. . . « 🪻 »
این چه رازیست که هربار بهار
با عزای دلِ ما میاید
که زمین هرسال از خونِ پرستو ها رنگین است
وینچنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ میافزاید
ارغوان،بیرقِ گلگون بهار!
تو برافراشته باش
شعرِ خونبارِ منی
یادِ رنگینِ رفیقانم را
بر زبان داشته باش. . . « 🪻 »
- ۵۸۸
- ۱۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط