{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم با مادرم زهرا

فاطمه جان، تو نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه حق و شفیعه ی حشر، پدر و مادرم فدای دست های مهربانت باد. تو محور آسمان ایثاری و اولین علت می‌نویسم بدون آن که بدانم تا چه اندازه نوشته‌هایم می‌توانند برای بانوی بهشت، خواندنی باشند. ای فاطمه زهرا، ای که هر آن چه خوبی است در تو جمع شده و هر آن چه بدی ست از تو دور مانده، لطف و محبت خود را شامل حال ما کن. اگر دست‌های پاک تو میان ما و پروردگار، پلی شود؛ لطف و رحمت خداوند بهتر شامل حالمان خواهد شد.
مارا از این موهبت دریغ نکن. اگر تو نگاهی به زندگی ما بیفکنی، حال و هوای زندگیمان خوش می‌شود و نسیم خنک بهشتی بر دنیایمان می‌وزد. من دردمندی هستم که به مادر بزرگوار خویش پناه آورده ام و امید دارم که دست نوازشگر مادر، غم‌های وجودم را برطرف سازد.
حاجتروایی همه انشاالله
شبنم صداقت 🖤🖤

.
دیدگاه ها (۰)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

عاشقانه

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۶ در طبقه بالاتر، آن...

گزارش تصویری از محفل صمیمی «سورۀ سرو»#غزل از آن زمان که نگاه...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیستــم سـی آگـوسـ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط