✲ پیرماریو موروسینی ؛ فوتبالیستی که تمام عمرش جنگید...
✲ پیرماریو موروسینی ؛ فوتبالیستی که تمام عمرش جنگید...
✍️ : اما نه فقط در زمین فوتبال.
زندگی برای پیرماریو از همان کودکی سخت شروع شد.
او یکی پس از دیگری عزیزانش را از دست داد ؛ مادرش ، پدرش و برادرش... و در میان این همه درد ، مسئولیت مراقبت از خواهر معلولش را به دوش کشید ؛ تنها کسی که برایش باقی مانده بود.
خیلیها شاید جای او بودند ، تسلیم میشدند... اما موروسینی انتخاب کرد بجنگد.
فوتبال برای او فقط یک شغل نبود ؛ پناهگاهی بود که به او قدرت ادامه دادن میداد.
با تمام سختیها پیش رفت و سرانجام به یک فوتبالیست حرفهای تبدیل شد.
اما سرنوشت بیرحم بود...
در تاریخ ۱۴ آوریل ۲۰۱۲ ، زمانی که تنها ۲۵ سال داشت ، در جریان مسابقه تیم لیورنو ناگهان دچار ایست قلبی شد.
مردی که سالها با غمها و سختیهای زندگی جنگیده بود ، این بار در سختترین نبردش شکست خورد ؛ بدنش دیگر توان ادامه دادن نداشت و بر روحیه جنگجویش غلبه کرد.
اما داستان او همانجا تمام نشد...
بزرگترین نگرانی موروسینی همیشه این بود که بعد از رفتنش ، چه کسی مراقب خواهرش خواهد بود.
دوست صمیمیاش ، آنتونیو دی ناتاله ، تصمیم گرفت تنها یک خاطره از او باقی نگذارد ؛ بلکه مسئولیت حمایت از خواهرش را پذیرفت و از نظر مالی و عاطفی کنارش ماند.
شاید همین کافی بود تا خیال مردی که تمام عمرش برای دیگران جنگیده بود، آرامتر شود...
#زندگی
✍️ : اما نه فقط در زمین فوتبال.
زندگی برای پیرماریو از همان کودکی سخت شروع شد.
او یکی پس از دیگری عزیزانش را از دست داد ؛ مادرش ، پدرش و برادرش... و در میان این همه درد ، مسئولیت مراقبت از خواهر معلولش را به دوش کشید ؛ تنها کسی که برایش باقی مانده بود.
خیلیها شاید جای او بودند ، تسلیم میشدند... اما موروسینی انتخاب کرد بجنگد.
فوتبال برای او فقط یک شغل نبود ؛ پناهگاهی بود که به او قدرت ادامه دادن میداد.
با تمام سختیها پیش رفت و سرانجام به یک فوتبالیست حرفهای تبدیل شد.
اما سرنوشت بیرحم بود...
در تاریخ ۱۴ آوریل ۲۰۱۲ ، زمانی که تنها ۲۵ سال داشت ، در جریان مسابقه تیم لیورنو ناگهان دچار ایست قلبی شد.
مردی که سالها با غمها و سختیهای زندگی جنگیده بود ، این بار در سختترین نبردش شکست خورد ؛ بدنش دیگر توان ادامه دادن نداشت و بر روحیه جنگجویش غلبه کرد.
اما داستان او همانجا تمام نشد...
بزرگترین نگرانی موروسینی همیشه این بود که بعد از رفتنش ، چه کسی مراقب خواهرش خواهد بود.
دوست صمیمیاش ، آنتونیو دی ناتاله ، تصمیم گرفت تنها یک خاطره از او باقی نگذارد ؛ بلکه مسئولیت حمایت از خواهرش را پذیرفت و از نظر مالی و عاطفی کنارش ماند.
شاید همین کافی بود تا خیال مردی که تمام عمرش برای دیگران جنگیده بود، آرامتر شود...
#زندگی
- ۸۵۳
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط