آنجا یک قهوه خانه بوداما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان

آنجا یک قهوه خانه بود؛اما ننشستیم به نوشیدنِ دو تا استکان

آنجا یک قهوه خانه بود؛اما ننشستیم به نوشیدنِ دو تا استکانِ چای،چرا؟!
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟!
عجله، همیشه عجله!کدام گوری میخواستم بروم؟! من به بهانه ی رسیدن به زندگی ، همیشه زندگی را کشته ام...


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

آنجا یک قهوه خانه بوداما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای،چ...

آنجا یک قهوه خانه بود اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای...

آنجا یک قهوه خانه بود ...اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چ...

آنجا یک قهوه خانه بود ...اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چ...

به کجا چنین شتابان؟! آنجا یک قهوه خانه بود ...اما ننشستیم به...

‏آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چا...

به کجا چنین شتابان؟! آنجا یک قهوه خانه بود ...اما ننشستیم به...

به کجا چنین شتابان؟آنجا یک قهوه خانه بوداما ننشستیم به نوشید...

✍🏻 #محموددولت‌آبادی آنجا یک قهوه خانه بود...اما ننشستیم به ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط